مبینا نصیری

بهار – از هنرمندان خانگی مبینا نصیری

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

بهار، نام اولین هنرمند خانگی مبینا نصیری است که تعدادی از کارهای زیبایش را در بخش هنرمندان خانگی خواهیم دید.

کارهای او شامل چاپ لینو، نقاشی روی چوب، و نقاشی روی سنگ می‌باشد.

در کارهای هنری بهار، صبر و حوصله و ذوق و سلیقه و دقت به چشم می خورد.

صبر و حوصله و ذوق و سلیقه و دقتی که لازمه‌ی خلق یک اثر هنریِ زیبا و چشم نواز است.

فیلسوف تئاتر/ درباره ائوریپدس و نمایشنامه هیپولیت

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

فرهنگ امروز/ محسن آزموده:

یونان باستان، تنها خاستگاه فلسفه در مقام نظر و دموکراسی در مقام عمل نیست، بلکه همزمان با فیلسوفان و سیاستمداران باید از نمایشنامه‌نویسان بزرگ نیز یاد کرد؛ نویسندگان و هنرمندانی چیره‌دست و متفکر که آثار و نوشته‌های‌شان در طول تاریخ اندیشه بشری، دوشادوش اندیشه‌های فلسفی مورد بازخوانی و قرائت‌ قرار گرفته است. رابطه فیلسوفان و نمایشنامه‌نویسان یونانی بارها پیچیده‌تر و عمیق‌تر از آن است که بخواهیم تنها به «فرم» نوشتاری فیلسوفان بزرگ چون افلاطون اشاره کنیم یا از درونمایه‌های فلسفی در آثار نمایشنامه‌نویسانی چون سوفوکلس سخن بگوییم یا به قصه‌ها و نمایشنامه‌هایی بپردازیم که نمایشنامه‌نویسانی چون آریستوفانوس و کسنوفانس درباره فیلسوفان یونان نوشته‌اند. برای نشان دادن عمق ماندگاری و سطح گسترده تاثیر آثار آن هنرمندان شاید تنها این اشاره کفایت کند که با گذشت دو هزار سال از آن زمان، فلاسفه‌ و اندیشمندانی چون هگل، فروید و هایدگر، در بطن آثار فلسفی و تاملات ژرف خود آثاری چون آنتیگونه (اثر سوفوکلس)، مده‌آ (اثر ائوریپیدس) و پرومته در زنجیر (اثر آیسخولوس) را مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند.

ائوریپدس یکی از بزرگ‌ترین تراژدی‌نویسان یونان‌باستان است. به نوشته عبدالله کوثری در مقدمه ترجمه درخشانش از پنج نمایشنامه ائوریپدس، از میان آثار او، «ما شانزده تراژدی، یک نمایشنامه ساتیری (کوکلوپس) و یک نمایشنامه شبه‌ساتیری (آلکستیس) و نیز نمایشنامه‌ای با عنوان رسوس در دست داریم». باز به نوشته این مترجم زبردست، «ائوریپدس از نسل سوم تراژدی‌نویسان بزرگ یونان و نویسنده‌ای است که هم منتقدان باستان و هم پژوهشگران دوران جدید او را درام‌نویسی سنت‌شکن و نامتعارف می‌دانند». آنچه درباره زندگی ائوریپدس (٤٨٠-٤٠٧ پیش از میلاد) نقل شده، بیشتر به نظر حاصل تخیل و قصه‌پردازی معاصران و پسینیان اوست. می‌گویند در غاری در سالامیس زندگی می‌کرد و در آنجا برای خود کتابخانه‌ای مجلل دست و پا کرده بود، اهل خوشگذرانی بود و همچنین نوشته‌اند که در زندگی زناشویی ناکام بود. به همین قیاس درباره ارتباطش با فیلسوفان پیشاسقراطی چون آناکساگوراس سخن گفته‌اند و اینکه او را «فیلسوف تئاتر» خطاب کرده‌اند. مهم‌تر از آن از رابطه‌اش با سقراط نوشته‌اند. آریستوفانس

. (٤٤٦-٣٨٦. پیش از میلاد)، کمدی‌نویس شهیر درباره پیوند ائوریپدس با سقراط نوشته است: «این مرد[سقراط] همان کسی است که این نمایشنامه‌های هوشمندانه را برای ائوریپدس می‌نویسد».

نوشته‌اند ائوریپدس در مقایسه با سوفوکلس از حیث نمایشنامه‌هایش چندان موفق نبود. شهرت عظیم او به قرن‌های بعدی مربوط می‌شود.

هیپولیت (ایپولیتوس) یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های ائوریپدس است که نخستین‌بار در سال ٤٢٩ پیش از میلاد به اجرا در آمد و برنده جایزه اول در جشن‌های دیونوسوسی شد. این نمایشنامه در اصل روایتی از مضمون دیرینی است که در فرهنگ ما به صورت داستان «یوسف و زلیخا» شناخته شده است. فایدرا، همسر تسئوس شاه آتن و ترویزن، شیفته و دلباخته ایپولیتوس (هیپولیت) پسر جذاب و جوان همسرش می‌شود و عشق خود به او را- در نمایشنامه به واسطه دایه‌اش- آشکار می‌کند. هیپولیت که جوانی مبینا نصیری و پاکدست است، پیشنهاد او را پس می‌زند و به نخجیر می‌گریزد. فایدرا برای رهایی از سرافکندگی و به هدف بدنام کردن ایپولیتوس، خود را می‌کشد و در نامه‌ای که از خود برای همسرش به جای می‌گذارد، پسر او را به خیانتکاری متهم می‌کند. تسئوس، خشمگین و متعصب، به عجز و لابه‌های پسرش گوش نمی‌کند و او را طرد و نفرین می‌کند و بدین‌سان تراژدی تکمیل می‌شود.

درونمایه‌های اصلی آثار ائوریپدس در این اثر به وضوح به چشم می‌خورد: خیانت، تمرد از اخلاق، قانون‌شکنی، توطئه و مرگ. در این نمایشنامه، همچون دیگر آثار ائوریپدس زنان نقش محوری و اساسی دارند، همچنین گفتار درباره زنان. ایپولیتوس در این نمایشنامه، نه فقط روحیه‌ای زن‌گریز که شخصیتی زن‌ستیز دارد. نکته جالب توجه اما آگاهی شگفت‌انگیز ائوریپدس از نگرش ضد زنی است که در اعصار پیشامدرن طبیعی تلقی می‌شد. به این گفتار روشنگر فایدرا پس از خروج ایپولیتوس که به خامه زیبای عبدالله کوثری به فارسی برگشته، بنگرید: «وه چه ملعنتی‌ است زن بودن! کیست که بر ما دل نسوزاند؟ به کدام چاره‌سازی، به کدام زبان‌بازی بازتوانیم کرد، گرهی را که به لغزش پایی، ما را رسوایی زنجیر می‌کند؟» (ص ٢٠١ ترجمه فارسی در: ائوریپدس: پنج نمایشنامه؛ ترجمه عبدالله کوثری؛ تهران: نشر نی؛ چاپ اول: ١٣٩٥).

هیپولیت همچنین سرشار است از مضامین فلسفی و وجودی. یکی از درخشان‌ترین قطعات آن، جایی است که شخصیت اندیشمند نمایشنامه یعنی دایه، در واکنش به غم و اندوه فایدرا، می‌گوید: «سراسر حیات ما آکنده از عذاب است و اندوه را دمی آسودگی نیست. راستی، آیا از پس این زندگی عالمی شادمانه‌تر خواهد بود؟ دریغا که این راز بر ما پوشیده است و پیچیده در ابرهای تیره و تار.

هم از این‌روست که درمانده‌وار، چنگ در این دم که داریم می‌زنیم چرا که از حیات دیگر هیچ نمی‌دانیم و دنیای زیرین یکسره رمز و رازی است و ما چون ابلهان دل به افسانه‌ها خوش کرده‌ایم» (همان، ص ١٧٣). این جملات، به وضوح یادآور دغدغه‎های هملت، شاهپور دانمارک است، وقتی که در گفتار مشهور «بودن یا نبودن» گفت: «مردن؛ خواب رفتن؛ خواب رفتن! یحتمل هم خواب دیدن!‌ها، همین اشکال کار ماست؛ زیرا، اینکه در آن خواب مرگ و بعد از آن کز چنبر این گیرودار بی‌بقا فارغ شویم آنگه چه رویاها پدید آید، همین باید تامل را برانگیزد: همین پروا بلایا را طویل‌العمر می‌سازد؛ وگرنه، کیست کو تن در دهد در طعن و طنز دهر و آزار ستمگر، وهن اهل کبر و رنج خفت از معشوق و سرگرداندن قانون، تجری‌های دیوانی و خواری‌ها که دایم مستعدان صبور از هر فرومایه همی‌ بینند، اینها جمله در حالی که هرآنی به نوک دشنه‌ای عریان حساب خویش را صافی توان کردن؟ کدامین کس بخواهد این همه بار گران بردن، عرق‌ریزان و نالان زیر ثقل عمر سر کردن، جز آنکه خوف از چیزی پس از مرگ (آن زمین کشف ناکرده که هرگز هیچ سالک از کرانش برنمی‌گردد) همانا عزم را حیران و خاطر را مردد کرده، ما را برمی‌انگیزد که در هر آفت و شری که می‌بینیم تاب آورده، بیهده به دامان بلیاتی جز از اینها که واقف نیستیم از حال آنها خویشتن را در نیندازیم؟» (ترجمه استاد مجتبی مینوی).

روزنامه اعتمد

باشد که آسمان دل سیاه‌دلان هم آبی شود / پیام مرضیه برومند به جشنواره تئاتر عروسکی

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

به گزارش هنرآنلاین به نقل از ستاد خبری هفدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک، متن این پیام به شرح زیر است:

 “تابستان داغ ۹۷ است، طبیعت آزرده و زخم خورده از ته دل آه می‌کشد و آه دردمندش همه چیز را می‌سوزاند.

نامردمان و پول‌پرستان، جهان‌خواران و زورگویان، از هر سو دست به دست هم داده‌اند تا نان را از سفره مردم بربایند و آخرین روزنه‌های امید را به فردای بهتر کور کنند…

در این روزهای سخت و بحران‌زده چه چیز بهتر از هنر می‌تواند یاری‌مان کند تا با صبوری و همدلی از این دوران دشوار گذر کنیم پس … آسمان عروسک‌ها هم‌چنان آبی است، باشد که آسمان دل سیاه‌دلان هم آبی شود.”

هفدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک با دبیری مرضیه برومند یکم تا هفتم شهریورماه برگزارخواهد شد. شادپیمایی این دوره از جشنواره روز چهارشنبه ۳۱ مرداد ماه از ساعت ۱۷ تا ۲۰ در مجموعه فرهنگی گردشگری عباس‌آباد (بوستان آب و آتش) برگزار می‌شود و همه افراد و خانواده‌ها از طیف‌های مختلف برای حضور در این جشن شادی دعوت شده‌اند. تنها شرط حضور در این جشن، همراه داشتن عروسک است. همچنین سایت جشنواره نمایش عروسکی به نشانی اینترنتی tehranmobarak.com  دربردارنده جزییات برگزاری این رویداد هنری است.

 

کتاب مزخرفات فارسی | مبینا نصیری

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

کتاب «مزخرفات فارسی» کتابی است که توسط رضا شکراللهی – نویسنده، ویراستار، متخصص ادبیات داستانی، فعال ادبی، و سردبیر وبسایت خوابگرد – نوشته شده است.

او در این کتاب خواندنی و آموزنده، “بدون وارد شدن به مباحث تخصصی، برخی ظرایف زبان فارسی را به زبانی ساده و شیرین و گاهی با کمی چاشنی طنز بیان می‌کند.” (نقل از پشت کتاب)

و ما را با اشتباهات متداولی آشنا می کند که گاه آنچنان در زبان فارسی جای خوش کرده اند، که حتی متوجه آنها هم نمیشویم.

بیایید بخشی از این کتاب را با هم بخوانیم:

بعید است تا حالا از ضرب المثل “پیش غازی و معلق بازی” استفاده نکرده باشید.

یعنی “معلق زدن پیش کسی که روی بند معلق میزند و شیرین کاری می‌کند، هنرنماییِ ناچیزی است.” اما “غازی” رابه صورت “قاضی” در ذهن می آوریم و می نویسیم.

دلیل آن هم روشن است. واژه “غازی” به معنای “بندباز” از زبان ما رخت بربسته اما سر و کارمان با واژه “قاضی” هنوز بسیار است و هر روز هم بیشتر می شود انگار.

و در بخش دیگری از این کتاب، #رضا_شکراللهی آنجا که از “پیشخان یا پیش خوان” میگوید، می نویسد:

این ها نه نصیحت است و نه پند؛ فقط نکته هایی ساده است برای درک ذره ای از شیرینی زبان فارسی و آگاه شدن از چند و چون معنا و املای برخی واژه ها.

وگرنه مثلا برای جماعتِ کتاب نخوان چه فرقی می‌کند که پیشخانِ کتاب باشد یا پیشخوانِ کتاب.

در هر دو حالت، کتاب نخوان اند.

پروژه مشترک دانشگاه علامه و قوه قضائیه درباره شناسایی علل جرم

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

پروژه مشترک دانشگاه علامه و قوه قضائیه درباره شناسایی علل جرم

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر؛ حمیدرضا علومی یزدی گفت: دانشگاه علامه طباطبایی با هدف ورود به رفع مشکلات جامعه بر موضوع آسیب های اجتماعی متمرکز شده است و اکنون پروژه اجرایی با محوریت شناسایی علل و عوامل جرایم و اختلافات درحال انجام است.

وی افزود: در سال جاری اولویت های پژوهشی دانشگاه برای سه سال آینده تعریف شده است که این اولویت ها براساس نیازهای جامعه و حل مشکلات اجتماعی با نگاه پایداری در فرآیند توسعه ملی است.

معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: هدف ما نزدیکی دانشگاه به جامعه و صنعت است تا از این طریق بتوانیم مشکلات را رصد کرده و برای آنها راهکار علمی ارائه کنیم.

علومی یزدی عنوان کرد: فعالیت های دانشگاه در حوزه های مختلف ماموریت محور خواهد بود.

اعلام جزئیات سومین جشنواره‌ سراسری نقالی و پرده‌خوانی “غدیر”

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

به گزارش هنرآنلاین به نقل از حوزه هنری، حسین عالم‌بخش، دبیر سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر (نقالان علوی)، گفت آیین افتتاحیه سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر (نقالان علوی) اول شهریورماه در بهشت زهرا (س) قطعه هنرمندان بر مزار مرشد ولی‌الله ترابی با ادای احترام به ایشان و اجرای برنامه‌های ویژه‌ای از جمله نقالی و نواختن سنج و دمام برگزار می‌شود.

دبیر سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر (نقالان علوی) گفت: باعث خرسندی است که برای سومین سال فرصت خدمتگزاری در جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر با هدف زنده نگه ‌داشتن عید سعید غدیر خم مهیا شد. این جشنواره در عرصه نقالی و پرده‌خوانی، تخصصی‌ترین جشنواره در نوع خود است؛ جشنواره‌ای که به همت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری راه‌اندازی شده و هر ساله بر کیفیت آن افزوده می‌شود.

عالم‌بخش با اشاره به اهداف جشنواره گفت: زنده نگه ‌داشتن عید سعید غدیر خم، شناخت سبک زندگی امیرالمؤمنین (ع)، داستان‌های مربوط به قضاوت‌های حضرت و علم و معرفت شناختی ایشان از اهداف برگزاری جشنواره نقالان علوی است. جشنواره نقالان علوی علاوه بر اهداف معنوی دارای اهداف هنری از جمله بازپیرایی هنر کهن پارسی یعنی نقالی و پرده‌‌خوانی است.

کتاب “همای رحمت” رونمایی می‌شود

عالم‌بخش درخصوص نیازهای زیرساختی برای برگزاری این جشنواره گفت: طومارهایی در این دوره از جشنواره به همت استاد داوود فتحعلی‌بیگی و مهدی دریایی از نسخ قدیمی تهیه و بازنویسی شده است تا متناسب با نیازهای روز نقالان مورد استفاده قرار گیرد. این طومارها به تعداد ۲۰ عدد در کتابی با عنوان “همای رحمت”، ۵ شهریورماه رونمایی خواهد شد. از میان طومارهای مذکور ۱۰ عدد همراه با فراخوان سومین جشنواره نقالان علوی در اختیار علاقه‌مندان و شرکت‌کنندگان قرار گرفت و تاکید شد تا نقالان و پرده‌خوانان شرکت‌کننده در این جشنواره یکی از دو طومار ارائه شده در اجرای خود را از این ۱۰ طومار انتخاب کنند. این کار به دلیل ارائه صحیح طومارها در جشنواره انجام شد؛ چرا که در دو دوره گذشته برخی از شرکت‌کنندگان طومارهایی را انتخاب می‌کردند که هم بسیار قدیمی و به لحاظ تاریخی نیازمند کمی به‌روز‌رسانی بودند و هم سند معتبری برای طومار نقل شده وجود نداشت. قدمت بسیار طولانی برخی طومارها در دوره‌های گذشته جشنواره نقالان علوی عدم جذابیت برای مخاطب امروز را به همراه داشت و اعتبار مخدوش برخی طومارها به افکار و اعتقادات مخاطبان آسیب می‌رساند. به این ترتیب تصمیم گرفتیم تا با کمک اساتید و پژوهشگران این هنر طومارهایی در جشنواره مورد بهره‌برداری قرار گیرد که حتی به لحاظ نوع گفتار مطلب نیز به‌روز‌رسانی شده باشد. تمامی این طومارها از نسخ قدیمی انتخاب و بازپیرایی شده است. در نظر داریم تا با کمک و همراهی دفتر تعزیه و نمایش‌های آیینی حوزه هنری با مدیریت محسن میرزاعلی طومارهای جدیدی نوشته شود.

دبیر سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر با اشاره به افزایش بی‌نظیر شرکت‌کنندگان این دوره از جشنواره گفت: سومین دوره جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر با گسترش استقبال سنین گوناگون علاقه‌مند به این هنر کهن ایرانی مواجه شد. این در حالی است که تنها دو دوره از آن گذشته و در ادوار گذشته ما سعی در معرفی جشنواره و هنر نقالی به عموم مردم و جامعه هنری داشتیم.

وی در همین راستا افزود: حضور نقالان جوان و تحصیل‌کرده هنرهای نمایشی در این دوره و تعداد قابل توجه آن‌ها نشان از موفقیت‌های جشنواره در برنامه‌ریزی‌های خود دارد؛ چرا که محسن میرزاعلی از جشنواره دوم به بعد با پیگیری و همکاری استاد فتحعلی‌بیگی و دکتر ناصربخت پای شاگردان جوان خود و دانشجویان تئاتر را به این جشنواره باز کرد و شرایط چهره‌ای علمی‌تر و آینده‌ساز‌تر به جشنواره داد.

۳۱ اثر به مرحله نهایی جشنواره راه یافتند

عالم‌بخش ادامه داد: مخاطبان جشنواره نقالان در دور سوم برگزاری با افزایش چشمگیری همراه بود. آنچنان که ما سقف حضور در جشنواره را کمی افزایش دادیم. به این ترتیب که ۱۲۰ اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد و از میان آن‌ها حدود ۶۰ اثر مورد قبول قرار گرفت. همچنین از میان این ۶۰ اثر با بازبینی‌های انجام شده از فیلم‌ها و اجراهای زنده در تهران، ۳۱ اثر به مرحله نهایی جشنواره راه یافتند.

وی در معرفی بخش‌های برگزاری این رویداد فرهنگی و هنری گفت: سومین جشنواره نقالان علوی در سه بخش رقابتی بزرگ‌سال، نوجوان و بخش کودک برگزار می‌شود. حضور نوجوانان در این دوره به همراه اساتید خود که بی‌هیچ ‌ادعایی برای این هنر زحمت کشیده بودند باعث شگفتی هیئت بازبین ما متشکل از استاد داوود فتحعلی‌بیگی، محسن میرزاعلی و ابوالفضل ورمزیار شده بود.

عالم‌بخش افزود: یک بخش ویژه با عنوان “پیش‌کسوتان” در این دوره در نظر گرفتیم که به اجرای نقالی و پرده‌خوانی اساتید و پیش‌کسوتان این هنر اختصاص دارد. این بخش غیر رقابتی بوده و با هدف افزایش آگاهی از اجرای درست نقالی و پرده‌خوانی برای عموم مردم و هم به نوعی کلاس آموزشی برای شرکت‌کنندگان این جشنواره باشد.

وی با اشاره به افزایش یک مکان جدید به محل اجراهای نقالی این دوره از جشنواره گفت: این رویداد فرهنگی و هنری از یکم تا ششم شهریورماه در سه مکان مجزا شامل میدان امام حسین (ع) از ساعت ۱۷ الی ۱۹:۳۰، آمفی‌تئاتر روباز بوستان آب و آتش از ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳ و صحن یادگار امام واقع در حرم امام خمینی (ره) از ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۱:۳۰ برگزار خواهد شد.

این هنرمند و کارگردان هنرهای نمایشی افزود: در برگزاری این جشنواره به جای مجری از میاندار استفاده می‌کنیم. به هر حال کار سنتی نیازمند برگزاری با شیوه‌ای نزدیک به ارزش خود است. این میانداری را بر عهده شخصی باید گذاشت که خود تجارب سرشاری از هنر نقالی و پرده‌خوانی را دارد. به این ترتیب میانداری جشنواره سوم نقالان علوی را بر عهده محسن میرزاعلی که دارای تجربه و توانای بالایی‌ست گذاشتیم تا هم از تجربه‌های نابش بهره ببریم و هم از نیروی جوانی و پرتوانش استفاده کنیم.

افتتاحیه با ادای احترام بر مزار مرشد ترابی

عالم‌بخش درخصوص برگزاری آیین بازگشایی و پایانی جشنواره سوم نقالان علوی گفت: آیین افتتاحیه این جشنواره روز پنج‌شنبه ۱ شهریورماه ساعت ۱۰:۳۰ در بهشت زهرا (س) قطعه هنرمندان بر مزار مرشد ولی‌الله ترابی با ادای احترام به ایشان و اجرای برنامه‌های ویژه‌ای از جمله نقالی و نواختن سنج و دمام برگزار می‌شود. اختتامیه این جشنواره نیز ششم شهریورماه با حضور اساتید و مدیران فرهنگی هنری در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار خواهد شد. در مراسم اختتامیه جشنواره ضمن تقدیر ویژه از یک پیش‌کسوت هنر نقالی و پرده‌خوانی، آرای هیئت داوران در بخش رقابتی اعلام و رتبه‌های جشنواره معرفی خواهند شد. هیئت داوری این جشنواره را دکتر اردشیر صالح‌پور، داریوش نصیری و مرشد مهدی چایانی تشکیل می‌دهند.

تقدیر ویژه از مرشد مهدی چایانی و مرشد محمد احدی در اختتامیه

تقدیر ویژه از مرشدان بنام و پیش‌کسوت نقالی از دیگر نکاتی بود که عالم‌بخش به آن اشاره کرد و طی بیان گزارشی کوتاه از این بخش در دوره‌های قبل گفت: در اختتامیه اولین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر از مرشد ابوالحسن میرزاعلی به عنوان پیش‌کسوت مرشدان نقالی و پرده‌خوانی ایران تقدیر شد. در دومین جشنواره نیز از مرشد سعیدی تقدیر شد. امسال نیز در سومین جشنواره نقالان علوی در نظر داریم تا از مرشد مهدی چایانی و مرشد محمد احدی تقدیر ویژه به عمل آوریم.

عالم‌بخش با اشاره به افزایش تعداد جوایز این جشنواره از ۶ نفر به ۹ نفر گفت: جوایز این جشنواره جوایز سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر در سه بخش بزرگ‌سال، نوجوان و کودک اهدا خواهد شد. به این ترتیب در بخش نقالی بزرگ‌سال جوایز نفر اول به همراه تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی ۲ میلیون تومان، نفر دوم به همراه لوح تقدیر و جایزه نقدی ۱٫۵ میلیون تومان، نفر سوم لوح تقدیر و جایزه نقدی به مبلغ ۱ میلیون تومان اهدا می‌شود. اما در بخش کودک و نوجوان به ۶ نفر متشکل از ۳ نفر در بخش کودک و ۳ نفر در بخش نوجوان جایزه خواهیم داد. به این ترتیب به نفر اول در بخش کودک و در بخش نوجوان به صورت مجزا تندیس جشنواره، لوح افتخار و جایزه نقدی ۷۰۰ هزار تومان، نفر دوم لوح تقدیر و جایزه نقدی به مبلغ ۵۰۰ هزار تومان و نفر سوم لوح تقدیر، جایزه نقدی ۴۰۰ هزار تومان اهدا خواهد شد.

وی در ادامه گفت: ما در نظر داشتیم تا در سومین سال برگزاری این جشنواره آن را به صورت بین‌المللی برگزار کنیم. حتی در نشست خبری دوره قبل نام برخی از کشورهای مورد نظر برای برگزاری بین‌المللی جشنواره و ایجاد تعامل با آن‌ها از جمله عراق، هند، پاکستان، تاجیکستان و بحرین اعلام کردم. اما این کار مستلزم تأمین برخی نیازهای مالی و حمایتی به همراه همکاری‌های سازمان‌های مربوطه است که در این دوره میسر نشد. بهتر است این بخش را با گام‌‌های دقیق‌تری انجام دهیم تا به بهترین شکل ممکن برگزار شود.

عالم‌بخش با تاکید بر ارج نهادن مرشدان مطرح و یا گمنام شهرستانی با به‌کارگیری و تقدیر از آن‌ها گفت: شناسایی مرشدان بسیار توانمند اما گمنام در سراسر کشور از دیگر برنامه‌های ماست و در نظر داریم تا آن‌ها را جذب و از غربت و انزوای احتمالی‌شان جلوگیری کنیم. در همین جشنواره از مرشد علی مداحی نقال آذربایجانی اهل تبریز دعوت کردیم تا علاوه بر حفظ گنجینه‌های با ارزش نقالی کشور از اجراهای بی‌نظیرشان بهره ببریم. این برنامه جزو برنامه‌های طولانی و مداوم ما است.

وی با ابراز امیدواری از موفقیت‌های جشنواره نقالان علوی گفت: با توجه به غفلت طولانی از نقالی ما توانستیم بار دیگر این هنر را زنده کنیم و جریان تازه‌ای را در رگ‌های آن ایجاد کنیم.

عالم‌بخش در توضیح مشارکت‌های دیگر سازمان‌های فرهنگی و هنری در برپایی این جشنواره افزود: فرهنگ‌سرای عترت منطقه ۱۲ شهرداری تهران در برپایی این جشنواره ما را همراهی می‌کنند همچنین سازمان فرهنگی و گردشگری تپه‌های عباس‌آباد علاوه بر همکاری در برپایی جشنواره در برخی موارد مشارکت‌های مالی‌ خواهد داشت. اما حوزه هنری تمام‌قد پای این کار ایستاده و بخش اعظم منابع مالی و اجرایی را بر عهده دارد. موسسه تسنیم نور هم در این جشنواره یاری‌های بسیاری را در دور اول داشت. امسال نیز این موسسه با حمایت‌های غیر مالی اما ارزشمند پشتیبان ما در برگزاری این جشنواره است. ان‌شاءالله دیگر سازمان‌های مرتبط به یاری ما بیایند؛ چرا که این جشنواره بیش از مسائل مالی با عشق برپا می‌شود. آن چیزی هم که توانسته جشنواره را به دور سوم بکشاند همین عشق است.

دبیر سومین جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر در این نشست از حضور و پشتیبانی صداوسیما از اجرای برنامه‌های این جشنواره خبر داد و گفت: شبکه ۳ سیما قرار است تا اجراهای نقالی ما را طی ۱۰ برنامه پشتیبانی کند. همچنین شبکه قرآن در برنامه “رصد” و برنامه “راه نشان” از همین شبکه و برنامه “پلاک یک” و واحد مرکزی خبر پوشش‌های لازم برای جشنواره را خواهند داد.

وی در پایان از همه مدیران حوزه هنری و هنرمندان و نقالانی که در برپایی این جشنواره وی را همراهی و یاری کردند تقدیر کرد.

میرزاعلی: برنامه‌های ویژه آموزشی برای کودک و نوجوان داریم

محسن میرزاعلی مدیر دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با اشاره به فعالیت‌های این دفتر و چگونگی راه‌اندازی آن گفت: جشنواره نقالان علوی سه سال است که کار خود را با تمام قوا شروع کرده و ان‌شاءلله همچنان به کار خود ادامه خواهد داد. در کنار این جشنواره ما در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری جشنواره نقالان رضوی را نیز سال گذشته برپا کردیم. به این ترتیب پس از فعالیت‌های خوب جشنواره تصمیم بر آن شدیم تا دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی این مرکز را راه‌اندازی و جشنواره‌های مربوطه را با دقت و کیفیت بیشتری برگزار کنیم. باید از کوروش زارعی به عنوان مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری قدردانی کرد که جای خالی دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی در این سازمان را حس و برای آن دست به کار شد.

میرزاعلی ادامه داد: پیش از آنکه رادیو و تلویزیون در میان مردم همه‌گیر شود، پاتوق مردم در میادین شهر، قهوه‌خانه‌ها و چهارسوی بازار بود و رسانه مردم در آنجا با تعزیه‌خوانان و نقالان تأمین می‌شد. نقالان ارتباط مستقیم با مردم داشتند و طیف خاصی از جامعه را تشکیل می‌دادند. از طرفی هم تمامی اقشار جامعه با قهوه‌خانه‌ها سر و کار داشتند. آنچنان‌که هنگام ورود به قهوه‌خانه‌ها از هر صنفی را می‌توانستید بیابید. پس مکانی مناسب برای ارتباط مستقیم با مخاطب و اجرای تاثیرگذار نقالی بود.

وی با اشاره به پیشکسوتان نقالی و تعزیه خوانی گفت: طبق آمار دریافتی ما حدود ۴۶ نفر پیشکسوت نقالی و پرده‌خوانی در کشور وجود دارند که از میان آنها حدود ۴۰ نفر از آنها ناشناخته هستند. یکی از اهداف ما در دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی شناسایی این عزیزان و معرفی آنها است. همچنین در نظر داریم تا به مرور این پیشکسوتان را در جشنواره پرده‌خوانی و نقالی ورود دهیم و از توانایی‌هایشان بهره‌مند شویم. همچنین شناسایی پیشکسوتان هنر تعزیه است. چرا که این هنر بسیار در میان مردم جای دارد و هیچ‌کس را نمیابید که تا کنون تعزیه ندیده باشند و یا دل به اهل بیت نداده‌باشند. این پیشکسوتان دارای گنجینه‌ای از تجربه و اطلاعات ناب و بی‌نظیر از جمله نسخ تعزیه معتبر، قدیمی و تاثیرگذار هستند.

میرزاعلی افزود: جمع‌آوری جُنگ‌های تعزیه، نُسَخ قدیمی و طومارهای نقالی و پرده‌‌خوانی از اهداف و برنامه‌های ویژه دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی حوزه هنری است. پس از جمع‌آوری آنها همانند کتاب طومارهای نقالی که به چاپ رسانده‌ایم، طبق نظر پژوهشگران و با ویرایش‌های لازم آنها را نیز به چاپ می‌رسانیم.

ضبط تعزیه‌های گوناگون با اجرای پیشکسوتان

مدیر دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با تاکید بر برنامه‌های آموزشی رسانه‌ای این دفتر گفت: ضبط تعزیه‌های گوناگون با اجرای یکی از بازماندگان تعزیه تکیه دولت تهران به نام مرتضی صفاریان از روزهای آینده به همت دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی حوزه هنری در قالب ۲۰ مجلس تعزیه آغاز خواهد شد. همچنین فعالیت روی موسیقی تعزیه که در خطر تحریف بسیار خطرناک است در دستور کار ما قرار دارد.

وی در خصوص شوراهای تخصصی دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی حوزه هنری و فعالیت‌های آن گفت: داود فتحعلی‌بیگی، محمدحسین ناصربخت، اردشیر صالحپور، عظیم موسوی و سیدمحسن هاشمی به عنوان اعضای شورای سیاست‌گذاری دفتر تعزیه و آیین‌های نمایشی در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری ما را یاری می‌کنند. همچنین شورای نقالی و پرده‌خوانی این دفتر نیز شامل مهدی دریایی، حسن مجتبی‌بیگی، امیر صادقی، مرشد ابولفضل ورمزیار، مرشد مهدی چایانی و بنده قرار است تا هنر نقالی را از زوایای گوناگون بررسی و برای رشد و توسعه آن اقدام کنند. در این شورا از هر طیف هنری تعزیه و نقالی، پرده‌خوانی استفاده کردیم تا بتوانیم هرچه بهتر به اهداف خود رسیدگی کنیم.

میرزاعلی با تاکید بر اهمیت کودک و نوجوان در حفظ و احیای نقالی و تعزیه‌خوانی افزود: برای مخاطب و هنرمند کودک و نوجوان تعزیه و نقالی برنامه‌های ویژه‌ای داریم. چرا که این نسل آینده فرهنگ و هنر کشور را می‌سازند. پس لازم است تا آنها را با نقل ملی و مذهبی آشنا و آموزش‌های لازم برای تربیت مخاطب و هنرمند آینده تعزیه و نقالی انجام دهیم. نقل ملی و نقل مذهبی از هم جدا نیستند. چرا که نقل ملی هویت ایرانی را تثبیت می‌کند و نقل مذهبی طریقه درست زندگی کردن را در کشور رواج می‌دهد. در نتیجه هردو با هم معنا می‌یابند و نتیجه خواهند داد.

وی ادامه داد: از طرفی هم کودکان و نوجوانان بسیاری با علاقه شخصی دست به کار شده‌اند و وارد نقالی و پردهخوانی شده‌اند. اما متاسفانه این عزیزان از آموزش صحیح بهره نمی‌برند. چرا که به اساتید نقالی دسترسی ندارند و این موجب آفت‌های بزرگی در دراز مدت خواهد شد. به این ترتیب ما تصمیم داریم تا با شناسایی این طیف سنی در سراسر کشور و ارسال اساتید نقالی به استان‌ها برای آموزش صحیح، طرح برنامه درسی منظم و مرحله به مرحله به سلامت آینده هنر نقالی نیز کمک کنیم.

میرزاعلی در پایان افزود: اولین برنامه آموزش ما در یزد خواهد بود که به زودی این برنامه انجام خواهد شد. استان‌های بوشهر، قزوین و لرستان نیز به زودی از برنامه‌های آموزشی ما بهره‌مند می‌شوند. همچنین در مورد هنر تعزیه هم برنامه‌های آموزشی خود را آغاز کرده‌ایم که خبرهای مربوط به آن را به زودی منتشر خواهیم کرد.

سومین جشنواره‌ سراسری نقالی و پرده‌خوانی “غدیر” (نقالان علوی) به همت مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و با دبیری حسین عالم‌بخش از ۱ الی ۶ شهریورماه در میدان امام حسین (ع)، صحن یادگار حرم امام خمینی (ره) و بوستان آب و آتش تهران برگزار می‌شود.

آیین اختتامیه سومین جشنواره‌ سراسری نقالی و پرده‌خوانی “غدیر” (نقالان علوی) ۶ شهریورماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری ساعت ۱۷:۳۰ برگزار خواهد شد.

تأملی در فیلم «زشت و زیبا»احمدرضا معتمدی؛ سه‌گانه اگزیستانس، اشراق و عرفان/ تقدم شهود برعقل

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

سه‌گانه اگزیستانس، اشراق و عرفان/ تقدم شهود برعقل

به گزارش فرهنگ امروز به نقل از مهر؛  متن زیر یادداشتی از مهدی عباس‌زاده، عضو هیأت علمی گروه معرفت‌شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره فیلم «زشت و زیبا» ساخته احمدرضا معتمدی است.

مقدمه

از حیث اندیشه‌ای، اتصاف یک فیلم به وصف «فلسفی»، تشکیکی و ذومراتب است. فیلم‌های فلسفی، به درجات و مراتب گوناگونی فلسفی هستند. به نظر می‌رسد، مایه‌های فلسفی در سینمای معتمدی دارای سیر اشتدادی است؛ یعنی هرچه پیشتر می‌رویم، فیلم‌های جدید ایشان نسبت به فیلم‌های قبلی فلسفی‌تر می‌شود؛ ضمن اینکه فیلم‌های جدید ایشان بیشتر به عرضه دیدگاه‌های فلسفی مطرحِ روز می‌پردازد تا مکاتب کلاسیک.

در هنر معمولاً چهار جزء مطرح است: هنرمند، اثر هنری، پیام و مخاطب. راه‌یافتن به حقیقت یک فیلم به مثابه اثر هنری، به نظر می‌رسد که باید حاصل مواجهه دیالکتیکی و فهم متقابلِ این چهار عامل باشد. اما در هر حال، مخاطب حق دارد به‌تنهایی فهم و برداشت خودش را از فیلم داشته باشد، چه فیلم یک متنِ باز است و طبعاً قابلیت تفاسیر متعدد دارد. لذا آن‌چه من از این فیلم می‌فهمم، برداشت من از آن است و مدعی نیستم که لزوماً به نیت دقیق کارگردان آن راه یافته‌ام.

به نظر می‌رسد، فیلم «زشت و زیبا»، از حیث اندیشه‌ای، یکی از بهترین فیلم‌های این کارگردان است. در نوشتار حاضر می‌کوشم، دلایلی که موجب شد تا به این نظر برسم را بیان کنم:

۱. توجه به سنّت ناب شرقی

بافت فیلم یکسره سنّتی است؛ آن‌هم بهره‌مند از غنی‌ترین سنت‌ها، یعنی سنت شرقی و به‌ویژه سنت ایرانی و تا حدی اسلامی. هیچ اثر و ردپایی از تجدد و پساتجدد در ظاهر داستان و صحنه‌های این فیلم دیده نمی‌شود (این نکته باعث نمی‌شود که انسان نتواند بر مبنای برخی دیدگاه‌های غربی جدید نیز به بررسی و تحلیل این فیلم بپردازد). البته این نکته به خودی خود شاید نقطه قوّتی برای یک فیلم به شمار نیاید. چه فرقی است میان اینکه یک فیلم بافت سنتی داشته باشد یا بافت متجدد یا پسامتجدد؟ پاسخ این است که دست‌کم، از دید ما که شرقی، ایرانی و مسلمان هستیم، بافت سنتی فیلم می‌تواند فی‌نفسه جذابیت‌هایی خاص را به دنبال داشته باشد، که یک فیلم غیرسنتی فاقد آنهاست. این فیلم از فرهنگ، باورها، سنن و کنش‌های فردی و اجتماعی ما در دوران گذشته سخن می‌گوید، پس به ما تعلق دارد.

۲. تلفیق سه جریان فکری مهم در سطح جهانی

به نظر می‌رسد، می‌توان این فیلم را دست‌کم بر مبنای سه مکتب فکری مهم بررسی و تحلیل کرد: اگزیستانسیالیسم هایدگر، فلسفه اشراق (سهروردی) و عرفان اسلامی (تصوف). در فیلم می‌توان تلفیقی از دیدگاه‌های هر سه مکتب مزبور را شناسایی و ردگیری کرد و من بر همین اساس به بررسی آن پرداخته‌ام. اما تصور می‌کنم که این فیلم بیشتر دارای درون‌مایه عرفانی است تا اشراقی یا اگزیستانسیالیستی. دلیل این نکته این است که فیلم آشکارا جریان «سلوک عرفانی» را به تصویر می‌کشد (سیر صعودی و ارتقائی انسان از پست‌ترین مرتبه انسانی تا نقطه اوج آن(.

از این جهت، باید این فیلم را بیشتر از زوایه تفکر عرفانی مورد توجه قرار دارد، تا از زاویه فلسفه اشراق یا از زاویه اگزیستانسیالیسم هایدگر؛ اگرچه فیلم دارای درون‌مایه اگزیستانسیالیستی و اشراقی فراوانی نیز می‌باشد. رویکردها، مبانی و برخی مباحث هایدگر دارای قرابت‌ها و شباهت‌هایی بسیاری با عرفان و اشراق است. جوهره هر سه تفکر، لزوم فرارفتن از ادراک ذهنی و مفهومی و رسیدن به مرحله یافت وجودی و شهودی است (چشم‌ها را باید شست/ جور دیگر باید دید). از این جهت، یادداشت حاضر را «سه‌گانه اگزیستانس، اشراق و عرفان» نام نهادم که این سه را دارای جوهره واحدی می‌دانم.

۳. تقدم وجود بر ماهیت

اگزیستانسیالیست‌هایی مثل هایدگر و سارتر بر این باورند که وجود انسان (Existence) بر ماهیت او مقدم است. کبوتر، کبوتر به دنیا می‌آید و کبوتر می‌میرد، سنگ همین‌طور، فرشته همین‌طور، حتی خدا نیز همواره همان است که هست؛ اما انسان به گونه‌ای دیگر است. ماهیت هر چیزی بر وجود آن مقدم است، یعنی حتی قبل از وجود آن چیز می‌دانیم که ماهیت آن چه خواهد بود. اما در انسان، وجود بر ماهیت مقدم است، یعنی از قبل معلوم نیست که انسان در طول حیاتش چه ماهیتی خواهد داشت. همه چیزها «هستنده»‌اند و انسان «موجود»؛ همه چیزها «هستند»، اما فقط انسان است که «وجود دارد» (تفاوت هستی و وجود/ تفاوت Being و Existence). انسان ابتدا وجود دارد و سپس ماهیتی برای خویش ایجاد می‌کند، لیکن ماهیت او برخلاف دیگر چیزها، از پیش معلوم نیست (انسان، حیوان ناطق نیست/ خدا نیز ماهیتی را در قالب سرنوشت از پیش برای انسان تعیین نکرده است). انسان در مسیر زندگی‌اش با انتخاب‌هایی که بر مبنای آزادی (اختیار) می‌کند و اعمالی که انجام می‌دهد، هر لحظه ماهیتی را برای خودش برمی‌گزیند تا زمان مرگ (از ابراهیم تا نمرود/ از موسی تا فرعون/ از عیسی تا قیصر و…).

به نظر هایدگر، حقیقت انسان را نمی‌توان در تحت مقولات ماهوی (مانند جنس و فصل= حیوان ناطق) فهمید، بلکه او را باید در تحت اوصاف وجودی متضاد، از قبیل واقع‌بودگی (تقریباً به معنای جبر) و امکان (تقریباً به معنای اختیار)، فردیت و سقوط در جمع، وجود اصیل و وجود غیراصیل، دلشوره (تا حدی معنای بیم) و امید، و … توصیف کرد (همه این امور را می‌توان در فیلم «زشت و زیبا» نیز ملاحظه کرد). در عرفان نیز گاه سالک به وسیله چنین اوصاف متضادی ترسیم می‌شود، لیکن با اصطلاحاتی متفاوت، از قبیل درد و درمان، هجران و وصل، قبض و بسط و …. (این امور نیز جملگی در این فیلم قابل ملاحظه‌اند).

در این فیلم، ماجرای دزد و تبدّل وی به یک عارف واصل، از ابتدای فیلم تا انتهای آن، بیان همین واقعیت است. دزد نهایتاً با انتخاب خویش، ماهیتی غیر از ماهیت قبلی‌اش را برای خودش رقم می‌زند. گاه جبری می‌شود (آنجا که می‌گوید، من دزدم و آدم‌شدنی نیستم) و گاه به اختیار توجه می‌کند (آنجا که عزم بر تحول روحی می‌کند)؛ گاه بیم دارد و گاه امید؛ گاه درد دارد و گاه درمان؛ گاه هجران دارد و گاه وصل؛ و … دائماً در میان این حالات متضاد در نوسان است.

۴. تقدم شهود بر عقل

در هر سه مکتبی که پیش‌تر نام برده شد، شهود بر عقل تقدم دارد. عرفان عمدتاً عقل را نفی می‌کند (پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی‌تمکین بود)؛ سهروردی عقل را می‌پذیرد اما شهود را برتر از آن می‌داند (اشراق، یعنی جمع عقل و شهود و برتری شهود است)؛ هایدگر نیز تاریخ متافیزیک را بر اساس محوریت‌یافتن عقل نظری در آن، نقد و رد می‌کند و بر یافت و درک وجودی و حضوری وجود تأکید می‌کند (فهم وجود، آن‌گونه که انسان عملاً با آن درگیر است.)

به نظر هایدگر، انسان باید در فهم «حقیقت» وجود، از عقل نظری -که محصول آن نظام‌های مابعدالطبیعی است- عبور کند و مستقیماً ـ بدون وساطت مفاهیم و مقولات ماهوی ذهن- با خودِ حقیقت به مثابه نامستوری (Aletheia) مواجه شود. در عرفان نیز استدلال عقلی از درک «حقیقت» ناتوان است و این وظیفه بر عهده شهود گذاشته می‌شود. چنین معرفتی، درک بی‌واسطه (بدون وساطت مفاهیم) از حقیقت است.

در این فیلم، عقلِ دزد گویی دائماً به او گوشزد می‌کند که دزد است و راهی به سوی قرب به الوهیت ندارد. اما آن‌گاه که در معرض نفحات قدسی پیر قرار می‌گیرد و سر در جیب مراقبت فرومی‌برد، حقیقت را می‌یابد و حتی صاحب کرامت می‌شود (بارش باران)

۵. تقدم خیال بر حس

تمثّل و تخیل نزد سهروردی عالَمی خاص دارد، برتر از عالم محسوس و فروتر از عالم معقول و مجرد. این عالم، «عالم مُثل معلق» نام دارد. هم محسوسات و هم معقولات، دارای صورتی مثالی یا خیالی در این عالم هستند. لذا جبرئیل که بر حضرت مریم(س) متمثل می‌شود به عقیده سهروردی در این عالم است، وگرنه فرشته مجرد است و هیچ شکل و صورت مادی ندارد اما می‌تواند صورت مثالی (مابین مادی و محسوس) داشته باشد: «فانزلنا الیها روحنا فتمثل لها بشراً سویا». نیز سهروردی حرکت مارگونه ابزار ساحران نزد موسی(ع)، فرعون و دیگر مردم را مربوط به همین عالم می‌داند «فاذا حبالُهم و عِصیهم یخیل الیه من سحرهم انها تسعی فاَوجَس فی نفسه خیفهًًًْ موسی» (ظاهراً سهروردی تعبیرات «تمثل» و «تخیل» را از این دو آیه اخذ کرده است). عالم مثل معلق، قوی‌تر از عالم محسوس و ضعیف‌تر از عالم معقول و مجرد است.

اینکه در این فیلم، عبارتی از فرمانده تاتار می‌شنویم که می‌گوید لشگر خیالی، ترسناکتر از لشگر واقعی است، احتمالاً ناظر به این معناست (تقدم خیال بر حس/ شدت وجودیِ خیال نسبت به حس(

۶. طرح موت اختیاری

در فلسفه هایدگر، انسان به مثابه موجود «مرگ‌آگاه» مطرح است؛ به باور هایدگر، نحوه وجود انسان، وجود آمیخته با عدم خویش (به سوی-مرگ-بودن) است. انسان باید مرگ را بپذیرد و امکان‌های اصیل وجودش را قبل از آن تحقق ببخشد. مرگ، امکانی است که به همه امکان‌های انسان پایان می‌دهد؛ یعنی مرگ خودش یک امکان است. انسان می‌تواند حتی انتخاب کند که چگونه بمیرد (مرگی مثل حرّ/ مرگی شهادت‌گونه/ مرگی در مسیر تلاش برای خدمت به مردم/ یا مرگ‌های عادی‌تر از این). در فلسفه سهروردی و عرفان نیز مسئله مرگ بسیار جدی است. مرگ در اینجا بر دو قسم است: مرگ اجباری و مرگ اختیاری. مرگ اجباری از سنخ قضای محتوم است، اما سالک باید قبل از اینکه به مرگ اجباری برسد، خودش مرگ را اختیار کند و پذیرای آن شود (مُوتوا قَبل اَن تَموتوا: اشاره به توان تجرید یا جداسازی نفس از بدن در همین دنیا/ ترک شهوات.) در این فیلم، دزد نهایتاً از خود قبلی‌اش که خود شیطانی است می‌میرد و خود تازه‌ای که خود الهی است را برمی‌گزیند.

۷. رمزگونگی

رمز و بیان رمزی در عرفان، بحثی است جدی. سهروردی نیز در «حکمهًْ الاشراق» به رمز اهمیت می‌دهد و تأکید می‌کند که رمز، ظاهری دارد و باطنی. ظاهر رمز قابل رد است، اما پیام رمز در ظاهر آن نیست، بلکه در باطن رمز است که قابل رد نیست. ظاهر رمز برای عوام مناسب است و باطن آن برای خواص، و هر کسی به اندازه ظرف وجودی خویش از آن بهره‌مند می‌شود. جالب است که هایدگر نیز در طرح فلسفی خویش به شعر (که می‌تواند محمل خوبی برای بیان رمزگونه باشد) توجه فراوانی می‌کند.

این فیلم دارای بافتی کاملاً رمزی دارد. به عنوان نمونه می‌توان پرسید که موتور محرک یا محور جریان اصلی فیلم (تحول روحی دزد) – البته به جز خدا- کیست؟ به عبارت دیگر؛ چه کسی تغییر نقش اول فیلم از مرتبه دزد به مرتبه سالک الی الله را مدیریت می‌کند؟ خود دزد، یا پیر، یا دختری که گاه زشت و گاه زیباست؟ ممکن است در بدو امر، دزد را محور و عامل اصلی بدانیم، اما نام فیلم («زشت و زیبا») می‌تواند ما را به دومی رهنمون شود. دختر زشت و زیبا، محور تحول روحی دزد است. اما این دختر، مأمور پیر یا شیخ است برای انجام این کار. پس پیر هم می‌تواند به مثابه عامل اصلی در نظر گرفته شود. دزد بدون او و دختر زشت و زیبا تحول روحی نمی‌پذیرفت. اما زشت و زیبا باطن (نفس) دزد نیز هست. باطن دزد دائماً با این دو جنبه درگیر است؛ تردد بین زشتی و زیبایی یا شر و خیر. از این جهت، خود دزد نیز می‌تواند عامل اصلی باشد. اما از سوی دیگر، شاید هر سه، عامل اصلی و رکنی در جریان این سیر و سلوک باشند و ظاهراً این به صواب نزدیکتر است.

لذا در این فیلم، سه مورد فوق را می‌توان به مثابه رمزی در نظر گرفت از ارکانِ سلوک عرفانی انسان (سالک/ پیر یا شیخ/ واسطه فیض)

۸. و بسیاری از مفاهیم عرفانی و رمزی دیگر؛ از قبیل:

– کویر بی‌آب و درخت: رمزی از هبوط/ سقوط انسان در مادیات/ قحطی معنویت؛

– چراغ‌ها، فانوس‌ها و نور خورشید که در بیابان بر دزد می‌تابد: رمزی از تابش نور الهی/ اشراق/ افاضه معنویت؛

– جستن آب: رمزی از طلب و کوشش/ در مقابل کشش (در عرفان هم به کوشش نیاز است و هم به کشش: تا که از جانب معشوق نباشد کششی/ کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد)؛

– مجنون زشت/ دختر زیبا: رمزی از دیو و فرشته/ شر و خیر/ دو قطب درونی متضاد در باطن یا نفس انسان (حماء مسنون و روح الهی)؛

– سینی شیر و نان: رمزی از متاع ناچیز دنیا؛

– کندن لباس، خرقه پوشیدن، روزه و گرسنگی، انزوای از خلق، شکستن ظرف شیر، رها کردن اسب سفید در بیابان و …: رمزی از ترک تعلقات دنیوی و مادی که شرط سلوک است؛

– غسل‌دادن دزد: رمزی از توبه و بازگشت انسان به سوی خدا؛

– اعتراف دزد به گناهانش در حضور پیر: رمزی از بیان حالات و مشکلات سالک نزد پیر یا شیخ؛

– اوصاف مجنون زشت (دزدی می‌کند اما دزد نیست، آشوبگری می‌کند اما آشوبگر نیست، نمی‌داند دنبال چیست و …): رمزی از بی‌قراری و بی‌تابی سالک در دنیا/ حیرانی (که به باور عرفا نهایتاً می‌تواند مایه نجات شود: عاقلی بفروش و حیرانی بخر/ زیرکی ظن است و حیرانی نظر)؛

– تبدّل تدریجی دختر زشت به زیبا (پشت نقاب زشتی، زیبایی است): رمزی از جمع میان تضادهایی مثل عقل و جنون (گه مست و هشیار آمدم/ گه گل گهی خوار آمدم)/ فقدان شر در عالَم/ دیدن زیبایی در همه چیز/ تحول روحی سالک؛

– عشق دزد نسبت به دختر زیبا و سپس عشق او به خدا: رمزی از انتقال از عشق زمینی به عشق آسمانی (مثلاً داستان عشق ابن‌عربی و سبب تألیف کتاب «ترجمان الاشواق» وی)؛

– دیدن روزه‌خواری دزد توسط دختر زیبا: رمزی از روبه‌روشدن سالک با باطن یا وجدان صاف خویش؛

– در بند کشیدن مجنون زشت توسط دختر زیبا/ کشته‌شدن وی با خنجر ایلچی: رمزی از طرد زشتی به مثابه مانع وصول به زیبایی و عشق مطلق/ بی‌سرانجامی عشق زمینی محضِ ایلچی (اصالت عشق آسمانی)؛

– اعتراف دختر زیبا به اینکه خودش نیز همزاد زشتِ موجودِ زیبای دیگری است: رمزی از زیبایی محسوس و زیبایی معقول؛

– تسلیم‌شدن پیر به فرمانده تاتار: رمزی از تعیین جانشین یا قطب بعدی که اکنون «انسان کامل» شده است؛

-تعجب ایلچی از دیدن چهره زیبا که در پشت نقاب زشت قرار دارد: رمزی از دیده ظاهربین که در تعارض با دیده باطن‌بین قرار دارد (یا دیده ماهیت‌بین و دیده وجودبین)؛

– بی‌اعتنایی دزد به جسد دختر زشت و زیبا در بیابان و محوشدن وی در گرد و غبار: رمزی از ذبح نفس (چون زشت و زیبا، باطن یا نفس دزد نیز هست)/ عزیمت از خلق به حق/ انقطاع الی الله؛

– جوشیدن آب از زمین: رمزی از اوج توجه معشوق (خدا) به عاشق (دزدِ تغییریافته)/ نشانه وصول عاشق به معشوق (اینکه باران از چاه یا مسیری که در وسط خانقاه است می‌جوشد و بالا می‌آید و البته حتماً از آسمان نیز باریده است، تأکیدی بر شعر ملای رومی است: آب کم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست(.

تغییر زمان جلسه مطبوعاتی اولین دوره تخصصی تهیه‌کنندگی تئاتر در ایران

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

به گزارش هنرآنلاین، مسئولین این دوره تخصصی ضمن پوزش از اهالی رسانه، زمان برگزاری کنفرانس مطبوعاتی را به یکشنبه چهارم شهریور ماه ۹۷ ساعت ۱۱ تغییر دادند. این کنفرانس مطبوعاتی در سالن استاد امیرخانی خانه هنرمندان با حضور آروند دشت آرای مدیر پروژه و نمایندگان موسسه توسعه هنرهای معاصر، خانه هنرمندان و بخش فرهنگی سفارت آلمان برگزار خواهد شد.

گفتنی است اولین دوره تخصصی تهیه‌کنندگی در ایران شهریور ماه با حضور اساتید معتبر غیر ایرانی و ایرانی برگزار خواهدشد.

 

پنج شعر از طاهره محمودی

۳۰ مرداد ۱۳۹۷

ادبیات مبینا نصیری ـ پنج شعر از طاهره محمودی:

.

۱

سفر صفر

 سفر از صفر

در گردنه‌های گریز

و کلیدهای در جیبم

کولی‌های رقصان

هلهله‌کنان

شکسته بود پایم

و بر پایه‌های صندلی

که شعری است سست

نشستم

تکیه می‌کنیم

و تکیده می‌شویم

کلیه‌ها را می‌فروشیم

و کلمه‌ها را

در این حراج بزرگ

مرا بخر

به خانه‌ات ببر

که این کلیدها

هیچ قفلی را

به رویم

باز نمی‌کنند

.

۲

ای دوست

ای دوست

از تو دستی

به قصد کشتن قاصدک

گلوله‌ای

به گلوی گلایول‌ها

تو را به راهم گرفته بودم

در دودهای

دور

که کسی چراغ را

در چشمانم

خاموش کرده بود

بر سینه صحرا

بر رگ‌های رودها

بر پستان‌های کوه‌ها

و انگشتان نازک شاخه‌ها

که «پیپت» پیری را

نوازش می‌کردند

تو را چشمی می‌دیدم

چون چشمه‌ای

و لبی

که لاله‌ای ست…

ای دوست

نه، ای دست

ای داس دستور

بر سوسن‌های سپید نسیان

مهتاب را

بی‌چشم

و بی‌لب

دیدم

لای انگشت‌های تو

بریده بریده

به تاریکی

تلفظ می‌شد

در دورهای پر دود

.

۳

پایان

سلام

به پریروز پایان

با بوی زهم زخم

در پاییز

پچ‌پچ پیچک‌ها را

در گوش دیوار

به چپ پیچیدم

پیاده

پیش رفتم

که پایانه‌های پیر

پر از مسافرانی است

که در هر آستین خدانگهدار

چاقویی

چپانده‌اند

.

۴

ظهر تابستان

اتاق

از اتفاق سکوت

افتاده بود

به پنجه کشیدن به دیوارها

به پنجره شدن

میله‌های ملال

آبی را

تا انتها

نهی کرده بودند

موهایم

در باد پنکه

ورق می‌خورد

مثل کتابی

که دست‌هایت را

چون شعری قدیمی

از لای صفحاتش

حذف کرده باشند

.

۵

ابر

.

بی باروت رعد

بی بیرق برق

بری از باران

از ساز و برگ بوسه

ابر تیرۀ آهی‌ام تنها

در آنات آینه

از این ریشه‌های عایق

مرا پی بگیر

با پیغام‌های کبود طولانی

تا عقیق سرخی

در انگشتان شاخه‌ها

ادبیات مبینا نصیری / ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email

انقلاب موسیقی، تصویر و موزیک ویدئو در شبکه‌های اجتماعی

۲۹ مرداد ۱۳۹۷

انقلاب موسیقی، تصویر و موزیک ویدئو در شبکه‌های اجتماعی

فرهنگ امروز/ مجید سلیمانی ساسانی*:

بی‌وجه نیست بگوییم که جهان موسیقی نیز به‌واسطه رسانه‌های اجتماعی، با تحول روبرو شده است. امری که پیش از آن نیز با ورود موسیقی الکترونیک متحول شده بود. من در جملاتی کلی‌تر می‌خواهم بگویم که تحول عظیمی در صنعت موسیقی، به‌واسطه چند گذار رخ داده است: گذار از آنالوگ به دیجیتال، گذار از فعالیت در عرصه‌های ملی به عرصه‌های جهانی و گذار از طرفداران و مخاطبان منفعل به هواداران فعال شبکه‌های اجتماعی. همین تحولات باعث تحول در تولید و فروش موسیقی و گسترش آن شده است. البته شاید این ادعا مطرح شود که فناوری‌های جدید موجب افزایش کپی غیرقانونی محصولات می‌شود. اما به‌راحتی استدلال دیگری را آورد که این ادعا را رد کند. استدلال من مبتنی بر «گسترش فعالیت در حوزه موسیقی» به‌واسطه فناوری‌های جدید است که به نظر می‌رسد شواهد کافی نیز برای آن در ایران و جهان وجود دارد. به‌گونه‌ای که هم تعداد فعالان و هم ارزش بازار موسیقی به‌واسطه همین رسانه‌ها و فناوری‌های جدید، افزایش زیادی داشته است.

اصلاً باید گفت که ورود فناوری دیجیتال در «تولید» و «عرضه» موسیقی انقلابی ایجاد کرده و دسترسی و مصرف موسیقی به‌واسطه فناوری اینترنت و سپس شبکه‌های اجتماعی به‌مراتب از دوران سلف خود افزایش شگرف داشته است. امروز شبکه‌های اجتماعی، مهم‌ترین مکان ملاقات تولیدکنندگان موسیقی با طرفداران و همچنین آشنایی با نوازندگان و خوانندگان محسوب می‌شود. همین امکان موجب گسترش بازار موسیقی و به‌تبع آن موزیک ویدئو شده است. نوازندگان به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی، همکاران خود را از نقاط دور از محل زندگی‌شان انتخاب می‌کنند و به‌واسطه فناوری دیجیتال، در یک همکاری مشترک محصول خود را عرضه می‌کنند. یعنی مصائب تولید به طرز شگفت‌آوری از این طرق کاهش یافته است. هزینه‌های سرسام‌آور تولید موسیقی و موزیک ویدئو و همچنین هماهنگی برای مشارکت برای تولید، آن‌چنان کم شده که امروز نوجوانان با کمترین هزینه می‌توانند محصول خود را تولید و در شبکه اجتماعی عرضه کنند. دیگر نه خبری از «نوار» است و نه حتی «سی.دی» یا «دی. وی.دی» های عرضه موزیک. همه لوازم برای فروش در پلتفرم‌های مبتنی بر وب فراهم است و مصرف‌کنندگان نیز به صورت آنلاین محصول مورد علاقه خود را خریداری می‌کنند. البته عرصه مصرف موسیقایی آنان، به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی و حساب‌های هنرمندان و طرفداران شکل گرفته است. آنان پیش از این با محصولات آشنا شده‌اند و بخش‌هایی از موزیک ویدئوی مورد علاقه خود را در فیلم‌های یک‌دقیقه‌ای اینستاگرام دیده‌اند و در مورد آن با دیگر هواداران و منتقدان گفتگو کرده‌اند. همچنین به‌واسطه همین تجربه، از زمان و کیفیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی هنرمندان آگاه شده‌اند و پوستر و تبلیغات آن را برای دیگر کاربران ارسال کرده‌اند. بدین معنی که دیگر خبری از توزیع محدود پوسترهای چاپی کنسرت‌های موسیقی نیست و پوسترها در عرصه‌ای وسیع میان کاربران شبکه اجتماعی در حال توزیع است. نتیجه اینکه با تغییرات گسترده‌ای در عرصه تولید و توزیع و حتی مصرف موسیقی روبرو هستیم و دنیای موسیقی نسبت به گذشته متفاوت است. بنابراین نیازمند تدقیق مجددی در دنیای موسیقی، به‌واسطه وجود رسانه‌های جدید و شبکه‌های اجتماعی هستیم.

در واقع، نسبتی بین صنعت موسیقی و خدمات شبکه‌های اجتماعی برقرار می‌شود و مجدداً روابط بین مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان موسیقی را بازتعریف می‌کند. از این منظر، کاربران شبکه‌های اجتماعی، جهانی جدید بر روی تولیدکنندگان موسیقی گشوده‌اند و بازاریابی آنان را برعهده گرفته‌اند. به‌گونه‌ای که بدون مشارکت کاربران جهان موسیقی بی‌معنی می‌شود و این پیشرفت مدیون فعالیت‌های آنان در شبکه است.

اما رسانه‌های اجتماعی چه امکاناتی را برای تولیدکنندگان موسیقی به وجود آورده است؟ در پاسخ می‌توان گفت که هر امکان جدیدی را که فکرش را بکنید! اگر تا پیش از این هنرمندان و یا همان تولیدکنندگان برای طرح و گسترش بازار خود نیازمند توافق با شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای بودند تا موزیک ویدئوی آنان را پخش کند، امروز به‌راحتی از اینستاگرام و یوتیوب و در مدل‌های ایرانی‌اش؛ آپارات و نماشا و تماشا بهره می‌برند و به‌راحتی محصول خود را عرضه می‌کنند. آن‌ها دیگر گرفتار روابط بسیار پیچیده شبکه‌های ملی و بین‌المللی نیستند و چه‌بسا، موزیک ویدئو آنان در بستر شبکه‌های اجتماعی بیشتر دیده می‌شود. همچنین نیاز نیست که آن‌ها استانداردهای مختلفی که برای پخش وجود دارد را رعایت کنند و هر گروه و فردی – با هر توان و هنری – می‌توانند محصول خود را به صورت رایگان برای تبلیغ و یا به‌صورت تجاری عرضه کند.

از صرف عرضه که بگذریم، امکان مهم‌تر، دسترسی به اطلاعات مخاطبان است. فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، انبوهی از اطلاعات قابل تحلیل در اختیار شرکت‌های تولید قرار می‌دهد که در لحظه به آن‌ها امکان تصمیم‌گیری برای تولید را می‌دهد. شرکت‌های تولید موسیقی و یا حتی گروه‌های کوچک‌تر با رصد علائق مخاطبان خود می‌توانند تصمیمات بهتری برای تولید بگیرند و یا با استفاده از این اطلاعات، بهترین روش‌های بازاریابی شبکه‌ای با بهره‌گیری از کار رایگان طرفداران را ممکن سازند. از همین سخن می‌توان دریافت که تلاشی مشترک میان صنعت موسیقی و موزیک ویدئو با رسانه‌های اجتماعی وجود دارد.

نهایتاً به نظر می‌رسد که در مقایسه با رسانه‌های پیشین مانند تلویزیون، رسانه‌های جدید امکانات بیشتری برای طرفداران فراهم کرده‌اند. این طرفداری نسبت مستقیمی با مصرف موسیقی و موزیک ویدئو دارد. کاربران و هواداران شبکه‌های اجتماعی، هرگز قدرت انتخاب امروزین خود را نداشته‌اند. آن‌ها برای تماشا و پیگیری و ترویج یک موسیقی یا موزیک ویدئوی خاص و مورد علاقه‌شان، باید منتظر تصمیم مدیران پخش تلویزیونی می‌شدند و در این ارتباط یک‌سویه، قدرت ارتباط تعاملی وجود نداشت. اما امروز آن‌ها بر اساس انتخاب و سلیقه خود، تصمیم می‌گیرند که چه محتوا و یا چه هنرمندی را دنبال کنند و آن را به دیگر کاربران پیشنهاد دهند. در واقع، شبکه‌ اجتماعی باعث شده که هزینه‌های هواداری به‌شدت کاهش یابد. زیرا نیازمند حضور در یک مکان دور و خاص برای ابراز و کنش طرفداری نیست و هرلحظه می‌توان در قالب کاربر شبکه اجتماعی، کنش‌های هوادارانه از یک تولید یا هنرمند خاص داشت. کاربران همچنین پروفایلی از علائق خود تهیه می‌کنند که به سرعت قابل دسترسی است. همچنین طرفداران دوست دارند که از طرف هنرمندان مورد «توجه» قرار گیرند و این توجه، به‌واسطه رسانه‌های اجتماعی، به شکل گسترده‌تری رخ می‌دهد و درنهایت بازار اثر هنری را پررونق می‌سازد.

*دانش‌آموخته دکتری علوم ارتباطات، مدرس و پژوهشگر

منبع: مهر