مبینا نصیری

در باب زوال عشق – ادبیات مبینا نصیری

۸ شهریور ۱۳۹۷

در باب زوال عشق

ادبیات مبینا نصیری ـ “در باب زوال عشق” در مجموعۀ مدرسه خوشبختی نوشتۀ مرتضا کربلایی لو:

***

هیچ وقت خسته نمی‌شوم از کنجکاوی، از کسی که رابطۀ عاشقانۀ چهار پنج ساله‌اش ناگهان پایان یافته، بپرسم که چی شد که تمام شد؟ و هیچ وقت پاسخ او برایم تکراری نمی‌شود. انگار دلم می‌خواهد ترجیح زندگی بر عشق را برای چندمین بار ببینم و بشنوم و بفهمم همۀ چیزی که انسان‌ها می‌خواهند عشق نیست. خواستن یک شخص محبوب با نگاه داشتن آن شخص، دو چیز جداست و زندگی همان تلاش برای نگاه داشتن است نه خواستن. عشق رابطۀ ملتهبی است و بر ناهم‌زمانی‌ها استوار است: خواستن من و نخواستن او، دلتنگی من و فراغت او، تنهایی من و شلوغ بودن سر او، نخواستن من و خواستن او. در این ناهم‌زمانی‌ها، در درون عاشق و معشوق رویدادهایی پنهان می‌افتد که شخص را به سمت زندگی عادی می‌کشاند. این رویدادها از چشم دو طرف پنهان‌اند. می‌پندارند آتش عشقشان زنده است. همچنان خواستنی و خواسته شده‌اند. این فریب همیشه کمین کرده است. زمان که می‌گذرد، «خواستن» جایش را با «زندگی» عوض می‌کند. دو طرف در درون به زندگی‌هایشان بازگشته‌اند. و حالا فقط با تلاش است که می‌توان محبوب را نگاه داشت. آن‌هایی که فقط عشق را می‌خواهند، دست در جیب می‌ایستند و نگاه می‌کنند تا زندگی، مثل رودخانه‌ای بزرگ و آرام، معشوقشان را ببرد. آیا فنی، شیوه‌ای، دکترینی برای عشق وجود دارد که در مقابل یغمای زندگی محفوظش بدارد؟ به گمان من وجود دارد.

مدرسه خوشبختی در اینستاگرام

(یادداشت‌های اینستاگرامی مرتضا کربلایی لو)

ادبیات مبینا نصیری / ۷ شهریور ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email